ابراهيم اصلاح عربانى
384
كتاب گيلان ( فارسى )
همچنين براساس آمار و اطلاعات به دست آمده از طرح مطالعات اجتماعى و اقتصادى جنگلنشينان تعداد دامداران مناطق جنگلى از لحاظ داشتن تعداد واحد دامى ( هر گوسفند 1 واحد دامى و هردام بزرگ مانند گاو و يا اسب يا قاطر 5 واحد دامى محسوب مىشود ) به طريق ذيل تقسيمبندى مىگردد : - دامدارانى كه داراى 20 تا 99 واحد دامى مىباشند معادل 4 / 56 درصد كل واحدهاى دامدارى . - دامدارانى كه داراى 100 تا 199 واحد دامى هستند معادل 28 درصد كل واحدهاى دامدارى . - دامدارانى كه بيش از 200 واحد دامى دارند معادل 6 / 15 درصد كل واحدهاى دامدارى . تركيب فوق نشان مىدهد كه نزديك 79 درصد دامداران مناطق جنگلى كمتر از 200 واحد گوسفند يا 40 رأس گاو بومى دارند كه با توجه به درآمد ناچيز حاصل از يك رأس گوسفند و يا گاو محلى در طول سال مىتوان به وضعيت نامطلوب اقتصادى آنان پىبرد . متوسط تراكم دام در جنگلهاى گيلان معادل 2 يا 3 واحد دامى است كه بيش از 6 ماه در جنگل تعليف مىنمايند ، ولى به علت كمى علوفه و نامرغوب بودن علفهاى موجود در سطح جنگل اكثر غذاى دامها از شاخوبرگ جوان و تازهء درختان و يا نهالها و جستهاى تازهروئيده تأمين مىگردد و از اين راه خسارت زيادى به جنگل وارد مىشود . جنگلنشينان دامدار و سطح سواد آنان همانطوركه قبلا ذكر شد بخش عظيمى از نيروى كار مفيد خانوارهاى جنگلنشين را دامداران تشكيل مىدهند و تعدادى از خانوارهاى جنگلنشين نيز به صورت چوپان در خدمت گروهى از دامداران ديگر مىباشند . البته چوپانان نيز براساس قدرت و توان مالى خود تعدادى گوسفند يا گاو نگهدارى مىكنند كه همراه گله در مراتع جنگلى و ييلاقى چرا مىكنند . بررسيهاى آمارى نشان مىدهد كه از 462 ، 12 دامدار جنگلنشين گيلانى حدود 1 درصد را جوانهاى زير 18 سال و 60 درصد را بين سنين 19 تا 50 سال تشكيل مىدهند . 39 درصد بقيهء دامداران بيش از 50 سال دارند . حدود 91 درصد دامداران بىسواد هستند و 9 درصد سواد خواندن و نوشتن دارند . گروهى از جنگلنشينان نيز به شغلهاى كارگرى در جنگل براى پيمانكاران و مجريان طرحهاى جنگلدارى مشغول بوده يا به صورت كارگران فصلى راهى مناطق جلگهاى و يا شهرهاى دور و نزديك مىشوند . آنها پس از مدتى كار در بخشهاى كشاورزى و بخشهاى ديگرى مانند ساختمانسازى و راهسازى مبالغى ذخيره كرده آن را صرف تهيهء ما يحتاج زندگى خانواده خود مىنمايند و بقيهء ايام سال را به صورت خوشنشينى در جنگل گذران مىكنند . تعدادى نيز به كارهاى جزئى كشاورزى و يا صنايع روستائى و محلى و يا خريد و فروش دام و يا كالاهاى مصرفى در ميان ديگر جنگلنشينان و روستائيان مشغول مىباشند . در اينجا لازم مىداند در مورد شركتهاى تعاونى جنگل و تأثير آنها در زندگى جنگلنشينان و روند جنگلنشينى و همچنين حفظ و صيانت جنگلها از تخريب توضيحاتى را به اطلاع خوانندگان برساند . شركتهاى تعاونى جنگل بعد از انقلاب اسلامى از اوائل دههء 1360 مشكلات حفاظتى و سير قهقرائى و انهدام جنگلها و مراتع ، مسئولين منابع طبيعى استان گيلان و نيز سازمان جنگلها و مراتع كشور را بر آن داشت تا در جهت توقف يا حداقل كاهش روند تخريب جنگل به چارهجوئى پرداخته طرحهائى را آماده نمايند . گرچه تقويت پرسنل و امكانات حفاظتى و اجراى قوانين مربوطه همواره از عوامل مؤثر در حفظ جنگلها بوده است ، ولى توجه به حل مسائل و مشكلات اقتصادى و اجتماعى جنگلنشينان و بهرهگيرى از كمك و مشاركت اين قشر محروم و زحمتكش همواره به عنوان مهمترين عامل در حل مسائل و مشكلات حفاظتى جنگلها مورد توجه كارشناسان و مسئولين منابع طبيعى بوده است تا جائىكه در سالهاى 1363 و 1364 گروهى از كارشناسان باتجربهء منابع طبيعى استان گيلان با همكارى كارشناسان سازمان تعاون روستائى استان و نيز كارشناسان سازمان جنگلها و مراتع و دفتر مركزى سازمان تعاون روستائى در تهران كار تهيه و تنظيم اساسنامهء شركتهاى تعاونى جنگلنشينان را آغاز كردند . پس از مدتها تلاش و زحمت اساسنامهء لازم تهيه و تصويب شد . با تصويب اين اساسنامه مسئولين منابع طبيعى استان گيلان بر آن شدند با تشكيل شركتهاى تعاونى در ادارهء امور جنگلهاى استان گيلان از مشاركت مردم خصوصا جنگلنشينان استفاده نمايند ، به اين اميد كه با مشاركت و سهيم نمودن جنگلنشينان و روستائيان حاشيهء جنگل در امر بهرهبردارى و احياء جنگلها و ايجاد اشتغال و افزايش درآمد آنان مسائل و مشكلات حفاظتى جنگل نيز حلو فصل گردد و نيروى فعال افراد به جاى تخريب و انهدام جنگل در خدمت اجراى طرحهاى مصوب جنگلدارى قرار گيرد . واضح است كه با توجه به سطح قليل جنگلهاى كشور به خصوص در شمال ، اهميت حياتى و نقش جنگل در توسعهء كشاورزى و حفظ آب و خاك و ساير وسائل زيستمحيطى مهمتر از جنبهء توليد چوب مىباشد ، لذا حفاظت از جنگلها مىبايست مقدم بر توليد چوب باشد و اين دو نيز بر سودآورى فعاليتهاى جنگلدارى اولويت داده شود . بنابراين تمام سعى و كوشش كاركنان ادارهء كل منابع طبيعى استان گيلان به تبعيت از سياست سازمان جنگلها و مراتع كشور و وزارت جهاد سازندگى معطوف بر آن شد كه با تشكيل و راهاندازى شركتهاى تعاونى جنگل در درجهء اول حفاظت جنگل با مشاركت جنگلنشين تأمين گردد و ثانيا با ايجاد شغل و كار براى نيروى فعال جنگلنشينان درآمد آنان افزايش پيدا كند . در جنگلهاى گيلان تعداد 000 ، 61 خانوار ( در حوزههاى آبخيز ) با جمعيت 000 ، 305 نفر به همراه حدود 5 / 1 تا 2 ميليون واحد دامى زندگى مىكنند . براساس سازمان كار معقول در يك طرح جنگلدارى نيمه مكانيزه يا در حوزهء يك شركت تعاونى جنگل به ازاى هر 50 هكتار براى 1 نفر كار ايجاد مىگردد ( نيروى كارشناسى منظور نشده است ) ، لذا در كل جنگلهاى گيلان تنها مىتوان براى حدود 000 ، 12 نفر در قالب شركتهاى تعاونى جنگل و يا واحدهاى مربوط به مجريان خصوصى و دولتى كار ايجاد نمود كه اگر فرض كنيم همهء اين افراد سرپرست يا نيروى فعال كار هرخانواده باشند تنها 20 درصد خانوارهاى داخل جنگل يا روستاهاى حاشيهء آن در امور جنگل اشتغال